تبلیغات
*خاطره وتنهایی* - عشق


*خاطره وتنهایی*

بهترین هااا

دختر و پسری با سرعت ۱۲۰ کیلومتر سوار بر موتور ...
دختر: یواشتر من میترسم
پسر : نه خوش میگذره
دختر : نه نمی گذره . خواهش میکنم خیلی وحشتناکه
پسر : پس بگو دوستم داری دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آرومتر پسر : حالا محکم بغلم کن (دختر بغلش کرد.) پسر : میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت ؟ اذیتم میکنه... روزنامه های روز بعد : موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اصابت کرد موتور ۲ نفر سر نشین داشت اما فقظ ۱ نفر نجات یافت حقیقت این بود که اول سر پایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختر بفهمد در عوض خواست که یک بار دیگر بشنود دوستش دارد... 

نوشته شده در جمعه 26 اردیبهشت 1393 | ساعت 12:01 ق.ظ | توسط ابراهیم |نظرات |


قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت